طب سنتي

جمعه

جهارشنبه  مركز مطالعات طب سنتي و مكمل ايران در محل خانه مشيروالدوله در خيابان لاله‌زار نو تهران راه اندازي شد. وزير بهداشت درمراسم افتتاح  گفت: رشته طب سنتي يا به عبارت دقيقتر طب ايراني  در 4 دانشگاه علوم پزشكي ايران، تهران، شهيد بهشتي و شاهد راه اندازي شده است و هر كدام از اين دانشگاهها امسال 6 دانشجو كه از فارغ التحصيلان رشته پزشكي عمومي هستند را پذيرش كرده‌اند و در واقع دوره كارشناسي ارشد رشته طب سنتي است. وي افزود: در متون طب ايراني 50 نوع نبض توصيف شده است كه با شناخت آنها بيماري تشخيص و درمان مي‌شده است كه ما امروز از اين نوع دانش در طبابت استفاده نمي‌كنيم.

عبدالله بهرامي، دبير شوراي طب سنتي و مكمل نيز در اين مراسم گفت:‌ اكنون پس از يك وقفه 150 ساله دوباره طب سنتي ايراني به عرصه تحقيق و عمل باز مي‌گردد و قطعاً استفاده از اين دانش موجب درمان بسياري از بيماريهاي مزمن امروز و كاهش قابل توجه هزينه هاي گزاف درمان بيماريها در كشور مي‌شود.
وي گفت: سال گذشته 20 نفر براي آموختن دانش طب سنتي به كشور چين اعزام شدند كه 11 نفر آنها بورسيه هستند و بقيه به خرج خودشان رفته‌اند و با بازگشت آنها به ايران گروهي از آموزش دهندگان اين طب را در كشور خواهيم داشت.
 من حيرون موندم  وزير ميگه طب سنتي ايراني انوقت براي اموزش  دانشجو ميفرستند چين ! من كه گيج شدم ولي فكرميكنم همش تقصير يانگومه اگه نميومد تلويزيون ما نميدونستيم طب سنتي ايراني  در چين وكره است تا دانشجوها اعزام بشن اونجا وطب سنتي ايران رو اموزش ببينن…….نظر شما چيه؟


Image 1

Image 2

ANSWER

Aortic coarctation: The patient’s hypertension and murmur are likely caused by a previously undiagnosed coarctation of the aorta. The chest radiograph demonstrates an enlarged collateral intercostal arterial circulation that has caused notching of the inferior-posterior rib margins, which is supportive of the diagnosis. Magnetic resonance angiography (MRA) confirms the presence of a postductal aortic coarctation (Image 2).

Coarctation of the aorta is a congenital condition that results in narrowing of a segment of the aorta. It was first described by Giovanni Morgagni in 1760. Historically, coarctation of the aorta was classified as preductal (before the origin of the ductus arteriosus) or juxtaductal (distal to the origin of the ductus arteriosus). More recently, the latter designation has been abandoned for the term postductal. The postductal form is the most common type of coarctation of the aorta. Coarctation of the aorta constitutes approximately 6-8% of all congenital heart diseases in infants. It is most frequently associated with other forms of congenital heart disease, such as ventricular septal defects, patent ductus arteriosus, bicuspid aortic valves, and aortic stenoses; however, it may also appear as an isolated condition. It is more common in males than in females; in patients with ovarian agenesis (Turner syndrome), it is particularly common.

Patients diagnosed with coarctation of the aorta in infancy usually have a combination of other heart anomalies that can lead to overt congestive heart failure. Those patients presenting beyond infancy, such as in this case, often have vague symptoms that may include headaches, a propensity to nose bleeds, leg cramps, and cold feet. Hypertension is usually present and leads to further in-depth testing. The hallmark physical sign of postductal coarctation is that blood pressure in the arms is at least 20 mm Hg higher than it is in the lower extremities (normally blood pressure in the lower extremities is slightly higher than in the upper extremities). A systolic or continuous murmur in the infrascapular or infraclavicular area also may suggest the presence of this anomaly. Additional murmurs may indicate the presence of associated anomalies, such as ventricular septal defects, patent ductus arteriosus, or aortic stenoses.

Chest radiography may demonstrate cardiomegaly and rib notching from the compensatory collateral intercostal arterial dilatation. The classic “figure 3” sign seen on chest radiographs occurs in at least one third of patients, and results from prestenotic dilatation of the ascending aorta followed by indentation of the aorta at the coarctation site and poststenotic dilatation of the descending aorta. The “reverse 3” or “E” sign can also be observed on barium swallow studies, resulting from matched compression of the esophagus by the dilated segments of the aorta. Signs of left ventricular hypertrophy are also often seen on electrocardiograms (ECGs). An echocardiogram is usually performed to detect any associated cardiac anomalies. MRA and cardiac catheterization may be necessary to confirm the exact location and the presence of collaterals. A gradient of more than 20% across the stenosis during cardiac catheterization indicates a severe coarctation and requires urgent intervention.

Treatment of aortic coarctation is usually surgical. Antihypertensive medication must be used with caution, as its use may lead to inadequate perfusion of the lower body and renal impairment. The best treatment strategy is admission for early repair. If left untreated, 90% of patients with aortic coarctation die by the age of 50 years, usually from hypertensive complications. Historically, surgical resection of the involved aortic segment has been the treatment of choice, and it has a high success rate. More recently, balloon dilatation and placement of endovascular stents are gaining popularity and becoming accepted forms of primary therapy, especially for patients who may be unsuitable candidates for surgery. Postoperative complications may be acute or delayed and include persistent hypertension, recoarctation, and aortic aneurysms, among others.

This patient had an echocardiogram that failed to reveal any associated cardiac defects. He was referred for surgical intervention and underwent successful resection of the coarcted aortic segment after resolution of his associated pancreatitis, the initial reason for his presentation and admission

سن شروع غذاي كمكي
 

پايان 6 ماهگي بهترين زمان براي شروع غذاي كمكي است زيرا:

1- وزن شيرخوار حوالي 5 ماهگي دو برابر وزن تولد مي‌شود و شيرمادر بعد از 6 ماهگي, به تنهايي قادر به رفع نيازهاي غذايي كودك نيست.

2- ذخيره آهن بدن شيرخوار كه در سه ماهه آخر جنيني, ذخيره كرده بود در طول 6 ماهگي به حداقل مي‌رسد.

3- دستگاه گوارش شيرخوار, آمادگي لازم براي پذيرش غذاي نيمه جامد را پيدا مي‌‌كند.

4- با توجه به اينكه تكامل تغذيه‌اي بخشي از تكامل عمومي بدن است, در نيمه دوم سال اول زندگي است كه كودك توانايي گردن گرفتن و نشستن را پيدا مي‌كند, رفلكس بيرون راندن غذا از دهان را از دست مي‌دهد, دندانهايش شروع به رويش نموده و حركات دست و انگشتانش هدف‌دار مي شود. همه اينها شيرخوار را براي پذيرش غذاي كمكي آماده مي‌سازد.

خطرات زود شروع كردن غذاي كمكي
 

اگر غذاي كمكي زودتر از موقع شروع شود وقايع نامطلوبي مي‌تواند سلامتي شيرخوار را به خطر بيندازد از جمله:

·  احتمال ابتلا‌ شيرخوار به اسهال زياد مي شود زيرا دستگاه گوارش شيرخوار هنوز كاملاً تكامل نيافته است, به علاوه ممكن است ماده غذايي تهيه شده نيز آلوده و يا در تهيه و نگهداري آن دقت كافي نشده باشد.

·  چون گنجايش معده شيرخوار كم است, غذاي كمكي ممكن است جايگزين يك وعده شير مادر شده و رغبت شيرخوار براي مكيدن پستان كم شود در نتيجه, هم شير كمتري ترشح مي شود و هم به دليل كمبود انرژي از مواد غذايي دريافتي در مقايسه با شير مادر, شيرخوار انرژي كمتري به دست مي‌آورد كه اين خود سبب سوء تغذيه و عدم رشد كافي كودك مي گردد.

·       احتمال بروز آلرژي (حساسيت) بيشتر مي شود.

خطرات دير شروع كردن غذاي كمكي
 

اگر غذاي كمكي ديرتر از پايان 6 ماهگي شروع شود, همانطور كه گفته شد چون شير مادر به تنهايي قادر به تامين نيازهاي تغذيه‌اي كودك از پايان 6 ماهگي به بعد نيست امكان دارد رشد كودك, كند و يا دچار توقف شود. از طرف ديگر, دير شروع كردن غذاي كمكي باعث مي شود كه شيرخوار عمل جويدن را ياد نگيرد و آشنا شدن او با مزه و قوام انواع غذاها به تاخير بيفتد.

اكثر شيرخواراني كه در پايان 6 ماهگي با غذاهاي كمكي آشنا نشده و فقط تا مدت طولاني از شيرمادر استفاده كرده‌اند تمايلي به استفاده از غذاهاي جامد ندارند و همين امر ممكن است سبب بروز سوء تغذيه و افت رشد آنها شود.

خصوصيات غذاي كمكي مناسب
 

غذاي كمكي بايد:
-      با حجم كم داراي انرژي بيشتري باشد.

-      نرم بوده و هضم آن آسان باشد.

- قابل تهيه, در دسترس, ارزان و مناسب عادت غذايي خانواده باشد.

-      تازه, پاكيزه و بهداشتي تهيه شود.

-      كاملاً پخته و بعد از خنك شدن مصرف شود.

- امكان استفاده از آن در حجم كم و به دفعات وجود داشته باشد.

  نكات اساسي در تهيه و نگهداري غذاي كمكي
-      قبل از تهيه غذا بايد دست ها را كاملاً با آب و صابون شست.

- هنگام غذا دادن به شيرخوار نيز بايد دست هاي او با آب و صابون شسته شوند.

- غذاي كمكي را حتي الامكان به مقدار لازم براي هر روز تهيه نمود.

- غذاي كمكي اضافي بايد با پوشش مناسب و در ظرف تميز در جاي خنك نگهداري شود.

- نگهداري غذاي كمكي اضافي در يخچال حداكثر تا 24 ساعت اشكال ندارد. براي نگهداري آن به مدت طولاني, غذا را در ظرف كوچك, تميز و به اندازه يك وعده ريخته و در فريزر نگهداري مي‌كنند. اگر غذا در ظرف بزرگتري نگهداري مي شود فقط به اندازه يك وعده از آن برداشته, گرم نموده و به شيرخوار مي‌دهند.

اصول تغذيه تكميلي
 

يك قانون كلي در تغذيه تكميلي آن است كه حتماً از موادي استفاده شود كه بعدها هم در سفره خانواده وجود داشته باشد.

 

توصيه مي شود اصول زير در تغذيه تكميلي رعايت شوند:

1-    بعد از تغذيه شيرخوار با شير مادر, غذاي كمكي به او داده شود و غذا را هرگز قبل و يا در فواصل تغذيه با شير مادر به كودك ندهند.

2-    مواد غذايي چه از نظر نوع و چه از نظر مقدار به تدريج به برنامه غذايي, شيرخوار اضافه شود.

3-    از يك نوع ماده غذايي ساده شروع كرده و كم كم به مخلوطي از چند نوع برسانند.

4-    از يك قاشق مرباخوري شروع نموده و به تدريج بر مقدار آن اضافه نمايند. (به استثناء زرده تخم مرغ, كه به اندازه يك نخود شروع مي‌شود).

5-    در شروع, غذاها نسبتاً رقيق ولي كمي غليظ تر از شير مادر باشند و به تدريج بر غلظت آنها افزوده شود اين كار به ياد گرفتن عمل جويدن كمك مي‌كند.

6-    بين اضافه كردن مواد غذايي مختلف 7-5 روز فاصله بگذارند تا شيرخوار اول به يك غذا عادت كند بعد غذاي جديدي به او بدهند اين كار باعث مي شود كه اگر ناسازگاري به يك ماده غذايي وجود داشته باشد شناخته شود و از طرف ديگر دستگاه گوارش شيرخوار فرصت عادت به مواد غذايي را پيدا كند.

7-       تنوع در غذاي كمكي مورد توجه قرار گيرد.

نحوه شروع و ادامه غذاي كمكي
 

غذاي كمكي در پايان 6 ماهگي (180 روزگي) شروع مي شود, همزمان با شروع غذاي كمكي تغذيه با شيرمادر همچنان مكرر و بر حسب ميل و تقاضاي شيرخوار, ادامه داشته و حتي دفعات تغذيه با شير مادر افزايش مي‌يابد.

 

توجه:
از پايان شش ماهگي و همزمان با شروع غذاي كمكي تا پايان 12 ماهگي غذاي اصلي شيرخوار هنوز مادر است لذا تغذيه با شير مادر به طور مكرر و برحسب تقاضا و تمايل شيرخوار در تمام مدت شب و روز به ويژه قبل از هر وعده غذاي كمكي بايد مورد توجه قرار گيرد.

از دادن مواد غذايي زير، تا يك سالگي بايد اجتناب كرد چون گروهي ايجاد حساسيت نموده، برخي باعث خفگي شيرخوار شده و تعدادي نيز مشكلات ديگري به وجود مي‌آورند:

1- مواد غذايي كه ممكن است در شيرخوار زير يك سال ايجاد حساسيت كنند:

- شير گاو ( در تهيه فرني، جوشاندن شير، مقدار مواد آلرژن موجود در شير را كمتر مي‌كند)

- سفيده تخم مرغ

- انواع توت، كيوي، آلبالو، گيلاس و خربزه

- بادام زميني

2- مواد غذايي كه در دوره شيرخواري مجاز نيست و ممكن است باعث خفگي شيرخوار شود:

دانه كشمش، دانه انگور، ذرت، تكه‌هاي سوسيس، آجيل، تكه‌هاي سفت و خام سبزي‌ها مثل هويج و…، تكه‌هاي گوشت.

3- مواد غذايي كه ممكن است مشكلات ديگري ايجاد نمايند:
قهوه يا چاي پررنگ: سبب بي قراري كودك مي شود.

عسل: باعث مسموميت مي‌شود (بوتوليسم) ولي استفاده از عسل پاستوريزه اشكالي ندارد.

به طور كلي تا يك سالگي: عسل غير پاستوريزه، شير پاستوريزه، پنير، سفيده تخم مرغ، شكلات، ميگو، فلفل و ادويه جات، ترشي‌ها، نمك، نوشابه‌هاي گازدار، آب ميوه‌هاي صنعتي، از ميوه‌ها خربزه، كيوي، انواع توت( توت سفيد، توست فرنگي، تمشك)، آلبالو، گيلاس، از حبوبات لپه و نخود، از گروه سبزي‌ها اسفناج و كلم توصيه نمي‌شوند.

ارجحيت غذاي كمكي خانگي و مقايسه آن با غذاي كمكي تجارتي
غذاي كمكي خانگي كه در خانه تهيه مي‌شود بر آنچه كه به صورت تجارتي و در قوطي‌هاي آماده در دسترس خانواده‌ها قرار مي‌گيرد ارجحيت دارد زيرا اگرچه غذاهاي كمكي تجارتي مزايايي دارند از جمله:

-      تا زماني كه در قوطي باز نشده باشد تميز و بهداشتي هستند.

-      تهيه كردنشان آسان است.

-      بيشتر كودكان طعم آنها را دوست دارند.

- بعضي انواع آن‌ها نيز مخلوط بسيار خوبي از مواد مغذي هستند.

ولي مضراتي نيز دارند كه به آنها اشاره مي‌شود:

- خيلي گران هستند و در مقايسه با هزينه غذاي كمكي كه در خانه تهيه مي‌شود قابل مقايسه نيستند.

- ممكن است در آب سرد نجوشيده حل شوند لذا در مناطقي كه آب آلوده است احتمال بيماري زيادتر خواهد شد.

- اكثر اوقات براي نگهداري آنها موادي اضافه مي‌كنند كه براي شيرخوار مناسب نيست.

- نحوه نگهداري آنها در كشتي، گمرك، انبارها و مغازه‌ها نامعلوم است.

-      ممكن است از تاريخ مصرف آن گذشته باشد.

- طعم آن با طعم غذاهاي خانواده متفاوت است و در سفره هيچ خانواده‌اي غذاي كمكي تجارتي ديده نمي‌شود