زردي نوزادي
یکشنبه
بيشتر از نيمي از نوزادان پس از بدنيا آمدن دچار درجاتي از زردي ميشوند . اين زردي در پوست و سفيدي چشم معمولا” در طي هفته اول تولد پيدا شده و شكل و رنگ خاصي به نوزاد ميدهد . اين حالت را زردي نوزادان ناميده اند . در بسياري از موارد اين زردي طبيعي بوده و پس از چند روز از بين ميرود و نشان دهنده بيماري مهمي نمي باشد . علت زردي در نوزادان افزايش يك ماده رنگي زرد مايل به سبز بنام بيلي روبين در خون ميباشد . اين ماده رنگي بعلت تخريب طبيعي گلبولهاي قرمز در بدن ايجاد شده و كبد اين ماده را از خون برداشت كرده و پس از تغييراتي درآن ، اين ماده توسط كليه ها و با ادراردفع شده و قسمتي از آن نيز از راه صفرا با مدفوع دفع ميشود . اگر كبد قدرت برداشت و تغيير شكل اين ماده رنگي را نداشته باشد يا از توانايي كبد كاسته شده باشد، ميزان اين ماده رنگي زرد در خون افزايش پيدا كرده و درتمامي نسج هاي بدن وارد و رنگ اين نسوج ( مثل پوست و سفيدي چشم ) زرد ميشود .
نوزادي كه زردي دارد چنانچه با شير مادر تغذيه شود ، امكان دارد كه زردي اش بيشتر شود ، اگر نوزاد يك بيماري زمينه اي داشته باشد ، امكان دارد كه زردي ايجاد شده شديد تر پيدا شود . بطور مثال اگر مادري گروه RH خوني منفي داشته باشد و گروه خوني همسرش RH مثبت باشد، امكان دارد كه جنين گروه خوني RH مثبت پيدا كند و اين مغايرت گروه خوني جنين و مادر معمولا” در فرزند دوم بعلت وجود مواد ضد RH در خون مادر ، ميتواند موجب خراب شدن سريع گلبولهاي قرمز جنين شده و جنين فوت شود و در صورتيكه فوت جنين ايجاد نشود ، نوزاد با زردي بسيار شديد ( بعلت تخريب گلبولهاي قرمز و ايجاده ماده بيلي روبين بمقدار زياد ) دنيا بيايد . همين حالت ممكنست در ناسازگاري گروههاي خوني ABO بين مادر و جنين نيز ايجاد شود .
از موارد ديگر ايجاد زردي در نوزاد ، عفونتهاي جنين در رحم مي باشد ، خيلي از عفونتها از جفت عبور نكرده و به جنين نمي رسند ولي بعضي ميكروبها و ويروس ها قابليت عبور از جفت را داشته و در جنين باعث عفونتي ميشوند كه علاوه بر ضايعات متعدد ، تخريب گلبولي نيز ايجاد ميكنند.
كبد نوزاد پس از بدنيا آمدن ، معمولا” بطور طبيعي نارسا بوده و توانايي برداشت كامل بيلي روبين ايجاد شده را ندارد و پس از چند روز ، فعاليت كبد نرمال ميشود و بدنبال آن ، زردي از بين ميرود . در موارد بسيار نادري ، مجاري صفراوي در جنين ساخته نشده و بنابر اين صفرا كه حاوي بيلي روبين است از كبد نمي تواند خارج شود و در نتيجه نوزاد دچار زردي بسيار شديدي ميشود .
در بيشتر نوزاداني كه بموقع دنيا آمده اند و زردي دارند، پوست و سفيدي چشم نوزاد زرد رنگ است و علامت ديگري وجود ندارد ولي اگر ميزان بيلي روبين خون از مقدار خاصي بيشتر شود خواب آلودگي و بي اشتهايي پيدا ميشود .چنانچه ميزان زردي از حد معيني بيشتر شده و مدت زماني طول بكشد ، نوزاد دچار صدمات مغزي و شنوايي ميشود . اگر مجاري صفراوي نوزاد ساخته نشده باشد و درمان دير انجام شود ، نوزاد فوت خواهد كرد.
تشخيص چگونه است؟
ابتدا از نوزاد نمونه خون گرفته شده و ميزان بيلي روبين آن مشخص ميشود ( در حال حاضر در بعضي از آزمايشگاهها وسايلي وجود دارد كه بدون خونگيري واز روي رنگ نرمه گوش نوزاد ميزان بيلي روبين خون را مشخص ميكنند) . قدم دوم بررسي بيمار از نظر وجود بيماريهاي زمينه اي ميباشد .
بسياري از نوزادان با زردي خفيف احتياج به هيچ درماني ندارند ، اگر ميزان بيلي روبين بالا باشد ، از نور درماني استفاده ميشود . بعضي لامپها ( مخصوصا” لامپهاي فلورسنت ) مقدار زيادي اشعه ماوراء بنفش ايجاد ميكنند ، اشعه ماوراء بنفش پس از برخورد با پوست نوزاد باعث تبديل بيلي روبين به يك ماده بي ضرر ميشود . در موقع نور درماني بايد چشمهاي نوزاد پوشيده شود ، زيرا اين اشعه براي چشم ايجاد عارضه ميكند . اگر علت زردي مغايرت RH خون مادر يا بچه باشد و يا ميزان بيلي روبين رو به افزايش باشد ، تعويض خون نوزاد انجام ميشود . در موارد نادري كه مجاري صفراوي نوزاد ساخته نشده باشد بايد در همان روزهاي اول زردي ، عمل جراحي انجام شود .
چنانچه زردي زياد نباشد ، خوراندن شير كمكي بمقدار زياد باعث افزايش دفع بيلي روبين از راه مدفوع شده و زردي كمتر ميشود .
معمولا” زردي هايي كه شديد نيستند و بمدت طولاني باقي نمي مانند ( در همان هفته اول پيدا شده و از بين ميروند ) عارضه اي در نوزاد ايجاد نمي كنند . با زردي هاي شديد و طولاني مدت نوزاد دچار كاهش شنوايي يا كري كامل شده و امكان صدمات مغزي شديد و عقب ماندگي ذهني وجود دارد .
بعضي داروها ميتوانند با فعال كردن كار كبد نوزاد باعث برداشت بيشتر بيلي روبين توسط كبد شده و ميتواند زردي را كاهش دهند كه در صورت لزوم توسط پزشك تجويز خواهد شد .
مصرف بعضي از داروها مخصوصا” كوتريموكسازول توسط خانم باردار در آخرين روزهاي حاملگي ميتواند روي كبد جنين اثر گذاشته و پس از بدنيا آمدن نوزاد باعث زردي شديد شود .
زعفران
یکشنبه
زعفران از قرنها پيش بعنوان يك ماده خوش بو و خوش رنگ كننده غذا مصرف ميشده است . زعفران قسمت فوقاني پرچمهاي گل زعفران است كه در هر گل به تعداد سه عدد وجود دارد كه پس از خشك شدن نگهداري شده و مصرف ميشود شرايط خشك كردن زعفران روي ميزان مواد موثره موجود در آن ( سافرانول ، كروسين ، كروستين و . . . ) بسيار موثر است . زعفراني كه در تجارت توسط حرارت هاي بالا خشك ميشود نسبت به زعفراني كه بطور سنتي خشك شده ميزان بيشتري از مواد شيميائي موثره را دارد.
براي بهتر خارج شدن مواد موثره از بافت زعفران بهترست ابتدا زعفران بخوبي سائيده شده و سپس بمدت كوتاهي ( يك تا دو دقيقه ) در معرض آب صد درجه قرار گيرد و فورا” سرد گردد الكل حلال بسيار خوبي براي حل كردن مواد موثره موجود در زعفران مي باشد .
زعفران با دوز 30 ميلي گرم سه بار در روز با صد ميلي گرم ايمي پرامين و يا 20 ميلي گرم فلوكستين در بيماران افسرده بمدت 6 هفته مصرف شده و نتايج يكساني بدست آمده است .
در گروه بيماراني كه از زعفران استفاده كرده اند عوارض داروئي بجز موارد معدودي تاكيكاردي مشاهده نشده است .
اثر زعفران بر روي پلاكتهادر انسان بررسي شده است ، زعفران ميتواند با مهار اكسيداسيون ليپيدهاي مامبران بازال پلاكتها ، از طريق كاهش متابوليسم آراشيدونيك اسيد به ALONDIALDHYDE مانع چسبندگي پلاكت ها به يكديگر شود . مكانيسم اصلي ، كاهش خروج سروتونين از پلاكت ها مي باشد 0
به موشها بمدت دو ماه غذاي حاوي كلسترول بمقدار زياد خورانده شده و پس از اثبات ايجاد هيپرليپيدمي ، به گروهي از موشها زعفران داده شده و در گروه ديگري از موشها بعنوان شاهد از زعفران استفاده نشده است . از سلولهاي آئورت هر دو گروه ، كشت سلولي انجام شده است ، در گروهي كه زعفران استفاده كرده بودند ، پروليفراسيون سلولهاي عضلاني آئورت مشاهده نشده است . بنابر اين علاوه بر اثر زعفران در كاهش چربي خون ، حفاظت از سلولهاي جدار عروق نيز باعث ميشود تا آترواسكلروز كمتري در عروق ايجاد شود .
چنانچه قلب بمدت طولاني تحت اثر نور آدرنالين قرار گيرد دچار هيپرتروفي ميشود . ميزان سوپراكسايد دسموتاز ، گلوتاتيون پراكسيداز وكاتا لاز موجود در ميوكارد در اين وضعيت ( هيپرتروفي ) كاهش مييابد . مصرف زعفران باعث ميشود تا فعاليت آنزيماتيك فوق مجددا” به حدنرمال رسيده و هيپرتروفي قلب درمان شود .
داروهاي ضد تومور اثر سمي روي ژنها را دارند ، سه داروي سيس پلاتين ، سيكلوفسفاميد و ميتومايسين مشخصا” داروهايي هستند كه ميتوانند براي ژنها سمي باشند . در پيش موشها زعفران بمقدار 20، 40 و 80 ميلي گرم / كيلوگرم وزن بدن ، روزانه بمدت 5 روز خوراكي تجويز شده و سپس داروي آنتي تومور مصرف شده است موشهايي كه زعفران دريافت كرده بودند كمتر دچار صدمات ژني شده اند ……ادامه دارد